[ez-toc]
با توسعه زیرساختهای اتوماسیون صنعتی و افزایش نیاز به مدیریت هوشمند تجهیزات در زمان واقعی، انتخاب و پیادهسازی صحیح پروتکلهای اسکادا نقش کلیدی در عملکرد، امنیت و بهرهوری سیستمهای کنترل صنعتی دارد. پروتکلهایی مانند Modbus، DNP3، IEC 61850، CIP، DeviceNet و CAN بهعنوان ستون فقرات ارتباطی در سیستمهای SCADA و DCS شناخته میشوند.
Modbus RTU و Modbus TCP همچنان محبوبترین گزینهها برای ارتباط سریال و اترنت صنعتی هستند. در مقابل، IEC 61850 به دلیل ساختار شیگرا و قابلیتهای مدلسازی پیشرفته، انتخابی ایدهآل برای اتوماسیون پستهای برق بهشمار میرود. همچنین، پروتکل DNP3 با قابلیت استفاده در بسترهای TCP/IP و RS-485، در پروژههای آب و انرژی الکتریکی بسیار کاربردی است.
پروتکلهای جدیدتر مانند EtherNet/IP و DeviceNet که بر اساس پشته پروتکل CIP طراحی شدهاند، امکان یکپارچهسازی بهتر تجهیزات مختلف در بستر IIoT (اینترنت صنعتی اشیا) را فراهم میکنند. این پروتکلها از انتقال دادههای بلادرنگ، تنظیمات Remote، و مدیریت دقیق خطا پشتیبانی میکنند.
در پروژههای امروزی، معیارهایی همچون امنیت سایبری صنعتی، قابلیت اطمینان ارتباطات (reliability)، سازگاری با تجهیزات مختلف (interoperability) و قابلیت گسترش شبکه (scalability)، در انتخاب پروتکل مناسب بسیار تعیینکنندهاند.
در این بخش مروری اجمالی بر پروتکلهای اسکادا خواهیم داشت.
MODBUS
در اواخر دهه 1970شرکت مودیکن، پروتکل ارتباط سریال مودباس را توسعه داد. مودباس در لایه 7 (لایه کاربردی مدل OSI) قرار دارد و از ارتباطات سرویسگیرنده سرور بین PLC ها و سایر دستگاههای شبکه پشتیبانی میکند.
پروتکل مودباس روشهایی را برای دسترسی یک PLC به PLC دیگر، پاسخگویی PLC به دستگاههای دیگر و ابزارهایی برای شناسایی و گزارش خطاها امکان پذیر می نماید. مودباس راهاندازی و نگهداری سادهای دارد و در کاربردهای متنوع مبتنی بر Master-Slave استفاده میشود.
همچنین میتواند دادههای خام را بدون اعمال محدودیتهای زیاد بر تجهیزات ارسال کند. این پروتکل از پروتکلهای دیگری مانند انتقال ناهمزمان Master-Slave، Modicon MODBUS Plus و اترنت پشتیبانی مینماید. شکل زیر لایه ارتباطی پروتکل مدباس را نشان می دهد

یک تراکنش معمولی مدباس شامل مراحل زیر است:
- پروتکل مودباس فرمت درخواستی آغاز شده توسط مشتری را تنظیم میکند.
- یک تابع در یک واحد داده، که بسته پیام نامیده میشود، سرور را برای اجرای عملی خاص هدایت میکند.
- یک فیلد داده در پیام، اطلاعات اضافی به منظور انجام عمل درخواستی به سرور ارائه میدهد.
- اگر هیچ خطایی در تبادل اطلاعات وجود نداشته باشد، سرور اقدام درخواستی را انجام میدهد و معمولاً دادهها را به مشتری ارسال میکند.
- اگر خطایی رخ دهد سرور یک کد استثنا را در واحد داده میخواند تا اقدام لازم بعدی را تعیین کند.
DNP3
یک پروتکل اسکادا باز است که برای ارتباط سریال یا IP بین دستگاههای کنترلی استفاده میشود. این پروتکل به طور گستردهای توسط شرکتهای آب و تامینکنندگان برق برای تبادل دادهها و دستورالعملهای کنترل بین ایستگاههای کنترل اصلی و کامپیوترهای راهدور (یا کنترلکنندههایی به نام ایستگاههای خروجی) استفاده میشود.
به طور خاصDNP3، برای تسهیل ارتباطات بین انواع مختلفی از جمع آوری داده ها و تجهیزات کنترلی توسعه یافته است و نقش مهمی را در سیستمهای اسکادا ایفا میکند، که توسط ایستگاههای اصلی اسکادا، RTU ها و دستگاههای هوشمند الکترونیکی استفاده میشود. رابط پروتکل DNP3 پیامهای حامل DNP3 را فقط بر روی بسترهای استاندارد RS232/422، RS485 و TCP/IP پشتیبانی میکند.
دستورهای معمولی صادر شده توسط ایستگاه کنترل اصلی عبارتند از “باز کردن سوپاپ”، “استارت یک موتور” و “اطلاعات مربوط به یک ایستگاه کنترل خاص”. ایستگاه کنترل اصلی ممکن است سیگنالهای خروجی آنالوگ را به ایستگاه خروجی منتقل کند.
یک ایستگاه خروجی، اطلاعاتی مانند فشار، وضعیت قطع کننده مدار و سیگنالهای آنالوگ (که اطلاعاتی نظیر دما یا برق را نشان میدهد) و فایلهای اطلاعاتی را در اختیار ایستگاه کنترل اصلی قرار میدهد.
پروتکلDNP3 همچنین با بهرهمندی از TCP/IP برای تبادل پیامها با فناوریهای اینترنتی سازگار شده است. معماری لایه TCP/IP DNP3 که تبادل داده بین ایستگاه کنترل اصلی و ایستگاه خروجی را نشان میدهد در شکل زیر آمده است.

استانداردهای UCA 2.0 و IEC61850
در اوایل دهه 1990 موسسه تحقیقات انرژی الکتریکی EPRI تصمیم گرفت استانداردی قویتر از DNP3 برای پاسخگویی به نیازهای اسکادا (که در تاسیسات برق مورد نیاز است) تعریف کند. UCA نسخه 2.0 خانوادهای از پروتکلهای ارتباطی است که با هدف رفع نیازهای خدمات برقی و بر اساس مشخصات پیام تولیدی MMS از استانداردهای ISO 2000-9506:1 و ISO 2000-9506:2 توسعه یافته است.
در سال 1999، UCA 2.0 برای اتوماسیون پست به استاندارد IEC 61850 مهاجرت کرد. این استاندارد بخشی از یک مدل اطلاعات مشترک CIM است که توسط کمیته فنی IEC57 ایجاد شده است. همچنین شامل استانداردهای زیر است:
- IEC61970: سیستمهای قدرت و رابطه ای برنامه نویسی برای یکپارچهسازی برنامههای کاربردی
- IEC61968: تجهیزات و فرآیندهای توزیع
- IEC60870-5: توزيع
- IEC60870-6: انتقال
IEC61850 یک استاندارد معماری لایه ای است که عملکرد مورد نیاز برای برنامههای کاربردی برق را از وظایف شبکههای سطح پایین جدا میکند.
شبکه ناحیه کنترلی (CAN)
پروتکلهای شبکه ناحیه کنترلی CAN (استاندارد ISO 11898-1) توسط رابرت بوش در اواسط دهه 1980 برای استفاده در ارتباطات سریال تا سرعت 1 مگابیت بر ثانیه در صنعت خودرو توسعه یافت.
CAN از 110 گره در یک شبکه دو سیمه نیمه دوبلکس پشتیبانی میکند. پروتکلها در لایه )لایه فیزیکی( و لایه 2 )لایه پیوند داده(، مطابق با مدل OSI کار میکنند.
ارتباطات CAN برپایه روش اترنت، روش دسترسی چندگانه با قابلیت شنود سیگنال حامل و پیشگیری از تصادم (CSMA/CD) است. CSMA/CD بودن یعنی چندین دستگاه برای انتقال اطلاعات از طریق یک باس مشترک با یکدیگر رقابت کنند.
هنگامی که یک دستگاه احساس میکند که باس آزاد است (سیگنال حامل در باس وجود ندارد)، سعی میکند داده را از طریق باس مشترک ارسال کند. در صورتی که دستگاه دیگری سعی کند همزمان از طریق باس مشترك با دستگاه دیگری ارتباط برقرار کند، دستگاهها این برخورد را تشخیص داده و عقبنشینی میکنند و بعداً در یک زمان تصادفی دوباره امتحان میکنند.
بنابراین با این رویکرد زمانهای انتقال خاص در سراسر شبکه را نمیتوان تضمین نمود. برای جبران این وضعیت CAN با استفاده از طرح CSMA/CD + AMP (داوری و حکمیت در اولویت پیام) اولویتهای انتقال را به گرهها ارائه میکند. CSMA/CD + AMP از یک شناسه منحصربهفرد استفاده میکند که به جای آدرسهای گره مبدا و مقصد (همانطور که در روش داوری مرسوم CSMA/CD استفاده مينمايد) ، رتبهبندی اولویت در پیام را تنظیم میکند. هرچه مقدار شناسه کمتر باشد، اولویت بیشتری به پیام اختصاص داده میشود. طول این شناسه متفاوت و 11 بیت است.
الگوریتم انتقال CAN شامل مراحل زیر است:
- به پیامی با بالاترین شناسه اولویت اجازه برای ارسال داده میشود.
- شناسه منحصربه فرد پیام توسط گرهی در مسیر بررسی مي گردد تا تعیین شود که آیا پیام به آن گره ارسال میشود یا خیر.
- اگر پیامی به آن گره تعلق داشته باشد، گره پیام را پردازش میکند. پیامهایی که دارای شناسه با اولویت پایینترهستند، پس از پیامهایی با اولویت بالاتر بر اساس مقادیر شناسهشان ارسال میشوند.
پروتکل کنترل و اطلاعات (CIP)
پروتکل صنعتی مشترک (CIP) یک خانواده از پروتکلهای باز است که در لایههای کاربردی مدل OSI پیادهسازی میشود. بنابراین CIP یک پروتکل سطح بالای مشترک از پروتکلها را تشکیل میدهد که میتواند در بالای لایههای مختلف استفاده شود، مانند لایههایی که از EtherNet/IP، DeviceNet و ControlNet استفاده میکنند. این پروتکل شامل یک پروتکل پیامرسانی است که از پیامهای صریح و I/O پشتیبانی میکند. CIP توسط CI و ODVA نگهداری میشود.
ارزش CIP این است که آبجكتها و اشیاء از پیش تعریف شده و استانداردهای ارتباطی را در دسترس لایههای پایین مدل OSI قرار میدهد. CIP شامل اشیاء ارتباطی است که برای تعریف حداکثر مقادیر داده، نوع، ویژگیها و زمانبندی اتصال استفاده میشود. همچنین کتابخانهای شامل اشیاء نظارتی کنترل، اشیاء پورت، اشیاء هویت، اشیاء نقطه خروجی آنالوگ، اشیاء پارامتر، اشیاء ورودی گسسته، اشیاء حسگر موقعیت و اشیاء درایو AC/DC را دارا است. در شکل زیر روابط بین CIP و سایر پروتکلها نشان داده شده است.

Device Net
یک استاندارد باز که برای اتصال تجهیزاتی مانند استارت موتور، حسگرها، کنترلهای سوپاپ، نمایشگرها، رابطهای اپراتور و رایانههای کنترل سطح بالاتر و PLC استفاده میشود. مبنای DeviceNet بر اساس پروتکلهای CAN است. همچنین از خانواده پروتکلهای CIP شامل کتابخانهها و پروفایلهای آبجكت (شیء)، برای پیکربندی و کنترل تجهیزات و برای بهدست آوردن دادهها از دستگاههای محلی از طریق پروتکلهای CAN در لایه پیوند داده و لایه فیزیکی استفاده میکند.
برای انجام یک تبادل اطلاعات مانند DeviceNet، یک نمونه اتصال شامل آبجكت هویت، آبجكت مسیریاب پیام، آبجكت DeviceNet و آبجكت اتصال ایجاد میکند. آبجكت هویت حاوی اطلاعاتی مانند نمایه دستگاه، شماره ویرایش و اطلاعات ارسالکننده است. آبجكت مسیریاب پیامها را به مقصد مناسب هدایت میکند و آبجكت DeviceNet اطلاعات لایه پایینتر مانند شماره شناسایی MAC را ذخیره میکند. اتصال ارتباط پیامرسانی را مدیریت میکند. DeviceNet از نرخهای ارتباطی 125kbps، 250kbps و 500kbps برای حداکثر 64 گره پشتیبانی میکند. در شکل زیر لایههای ارتباطی در DeviceNet نشان داده شده است.

نتیجهگیری: انتخاب هوشمندانه پروتکلهای اسکادا
با توجه به تنوع پروتکلهای اسکادا، انتخاب بهترین گزینه به عوامل مختلفی نظیر نوع صنعت، سطح اتوماسیون، نیاز به ارتباط بلادرنگ، امنیت دادهها و سازگاری تجهیزات بستگی دارد.
-
Modbus به دلیل سادگی و سازگاری گسترده، همچنان گزینهای محبوب در پروژههای کوچک و متوسط است.
-
DNP3 انتخابی مناسب برای سیستمهای با نیاز به قابلیت اطمینان بالا و ارتباط در فواصل دور است.
-
IEC 61850 استاندارد پیشرفتهای برای اتوماسیون پستهای برق با ساختار شیگرا و انعطافپذیر است.
-
CIP و DeviceNet در سیستمهای مدرن و شبکههای مبتنی بر EtherNet/IP عملکرد مناسبی دارند.
-
در پروژههایی با گسترشپذیری بالا و نیاز به ارتباطات صنعتی بلادرنگ، انتخاب پروتکل باید با دقت و بر اساس ساختار شبکه صورت گیرد.
در نهایت، شناخت تفاوتها و مزایای هر پروتکل به مهندسین کنترل، اتوماسیون و طراحان اسکادا کمک میکند تا تصمیمی آگاهانه بگیرند.
سوالات متداول
1. تفاوت بین Modbus RTU و Modbus TCP چیست؟
پاسخ:
Modbus RTU برای ارتباط سریال (مانند RS-485) استفاده میشود، در حالی که Modbus TCP نسخهای از همین پروتکل است که از بستر شبکه اترنت (TCP/IP) بهره میبرد. Modbus RTU برای فاصلههای کوتاه و محیطهای صنعتی مقاوم مناسب است، در حالی که Modbus TCP برای شبکههای گستردهتر و انعطافپذیرتر استفاده میشود.
2. DNP3 در چه صنایعی استفاده میشود؟
پاسخ:
DNP3 بیشتر در صنایع توزیع برق، آب و فاضلاب و زیرساختهای حساس برای انتقال دادههای دقیق و قابلیت اطمینان بالا بین RTUها، IEDها و ایستگاههای کنترل مرکزی استفاده میشود.
3. آیا IEC 61850 فقط مخصوص اتوماسیون برق است؟
پاسخ:
بله، IEC 61850 استانداردی تخصصی برای اتوماسیون پستهای برق و مدیریت تجهیزات الکتریکی با ساختار شیگرا است. این پروتکل برای هماهنگی سریع، پیکربندی آسان و یکپارچگی بین تجهیزات طراحی شده است.
4. CIP و DeviceNet چه تفاوتی دارند؟
پاسخ:
CIP یک پروتکل لایه کاربردی باز است که روی چندین بستر شبکه مانند DeviceNet و EtherNet/IP پیادهسازی میشود. DeviceNet از CAN bus برای لایه فیزیکی استفاده میکند و مناسب تجهیزات محلی و شبکههای کوچک است، در حالی که EtherNet/IP مناسب ارتباطات صنعتی سریعتر و گستردهتر است.
5. چرا انتخاب درست پروتکلهای اسکادا مهم است؟
پاسخ:
انتخاب صحیح پروتکل باعث کاهش تاخیر در تبادل اطلاعات، افزایش امنیت ارتباطات صنعتی، هماهنگی بهتر بین تجهیزات و قابلیت گسترشپذیری سیستم اسکادا خواهد شد. هر پروتکل نقاط قوت و محدودیتهای خاص خود را دارد که باید مطابق با پروژه انتخاب شود.
